Toggle stanza 1
فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان
1

فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان

رفته اند از حلقه ماتم برون دیوانگان

2

هر دم از بی اختیاری صورتی بر می کنند

مهره مومند در دست جنون دیوانگان

3

سنگ طفلان چیست، کز جان و دل سختی پذیر

کوه را سازند بی صبر و سکون دیوانگان

4

در بیابانی که باشد لاله زارش بوی خون

مست گردند از شراب لاله گون دیوانگان

5

تا ز چشم شور ارباب خرد ایمن شوند

می زنند از داغ، نعل واژگون دیوانگان

6

بلبلان دیوانه اند و بوی گل از اتحاد

می دود در کوچه و بازار چون دیوانگان

7

می کند باد مخالف شور دریا را زیاد

می شوند آشفته صائب از فسون دیوانگان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور