Toggle stanza 1
کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟
1

کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟

سرو را دست مگر ابر بهاران گیرد

2

نقس سوخته اش نقطه حیرت گردد

نی سواری که پی برق سواران گیرد

3

دانه سوخته را گریه ما سبز کند

زاغ در گلشن ما رنگ هزاران گیرد

4

نشود زخم زبان مانع طغیان جنون

خار چون دامن سیلاب بهاران گیرد؟

5

بگذر از مردم خودبین که کند خود را گم

هر که آیینه ازین آینه داران گیرد

6

خرده بینان فلک، خانه شماری چندند

چه کسی یاد ازین خانه شماران گیرد؟

7

هست امید که نومید نگردد صائب

دل اگر سایه سیمرغ شکاران گیرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور