Toggle stanza 1
از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم
1

از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم

در کوه قاف صید پریزاد می کنیم

2

هر قسم بندگی که برآید ز دست ما

نسبت به سرو و سوسن آزاد می کنیم

3

از اشتیاق بحر چو سیلاب نوبهار

در کوه و دشت ناله و فریاد می کنیم

4

در شادمانی دل خصم است فتح ما

با خلق در شکست خود امداد می کنیم

5

از دشمنان دریغ نداریم آب خویش

زهاد را به میکده ارشاد می کنیم

6

لذت نمانده است در آینده حیات

از عیشهای رفته دلی شاد می کنیم

7

محسود عالمیم، اگر چه دهان تلخ

شیرین به خون چو تیشه فرهاد می کنیم

8

چون سایه هما نظر التفات ما

صائب به هر زمین فتد آباد می کنیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور