Toggle stanza 1
زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد
1

زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد

گل بی خار در عهد تو خار پیرهنها شد

2

اگر شام غریبان نسخه از زلف تو بردارد

همه صاحبدلان آواره خواهند از وطنها شد

3

ندارد راه کثرت در حریم وحدت یوسف

حجاب دیده کوتاه بینان پیرهنها شد

4

دل بی آرزو را دامن پاک از هوا گیرد

زروشن گوهری گستاخ شبنم در چمنها شد

5

قدم بیرون منه تا ممکن است از گوشه عزلت

که عمر شمع صرف اشک و آه از انجمنها شد

6

گوارا باد صحبتها به نقد وقت نشناسان

که ما را کنج عزلت خوشتر از کنج دهنها شد

7

چو دام زیر خاک آید به چشم خلق هر سطری

زبس گرد کسادی پرده روی سخنها شد

8

ز زهر تلخکامی سبز شد بال و پرم صائب

که چون طوطی مرا گفتار نقل انجمنها شد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور