غزل شمارهٔ 6087
شاعر: صائب
Toggle stanza 1مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن
مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن
چشم خونبار مرا همکاسه طوفان مکن
چشم اگر کافر شود از کس متاع دل مگیر
زلف اگر زنار بندد غارت ایمان مکن
ای خدا ناترس آن چاک گریبان را بپوش
شعله آه مرا در انجمن عریان مکن
از برای امتحان اول نمک بر داغ زن
گر بنالم سوده الماس را سامان مکن
سینه صائب زیارتگاه ارباب دل است
گر مسلمان زاده ای این کعبه را ویران مکن
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
پای بلقاسم ز پای بلحکم بشناس نیک
نیستی ایوب فرمان از دم کرمان مکن
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 144
زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن
پنجهٔ شیران نداری عزم این میدان مکن
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 145
ای برادر خویش را زین جمع خودبینان مکن
کار دشوارست تو بر خویشتن آسان مکن
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 146
ای سنایی خویشتن را بی سر و سامان مکن
مایهٔ انفاس را بر عمر خود تاوان مکن
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 151 - دعوت به آزادگی و عدالتخواهی
رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن
این در واکرده را در بسته از دربان مکن
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6086
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

