غزل شمارهٔ 2447

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انمیکشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بر زمین از ناز زلف او چو دامان می‌کشد
1

بر زمین از ناز زلف او چو دامان می‌کشد

بوی پیراهن سر خود در گریبان می‌کشد

2

طره شمشاد را در خاک و خون خواهم کشید

شانه پردستی در آن زلف پریشان می‌کشد

3

گر خزان بر چهره رنگی دارد از گلزار عشق

انتقام عندلیبان از گلستان می‌کشد

4

ما سبک‌روحان به بوی سیب غبغب زنده‌ایم

سبزه ما آب از چاه زنخدان می‌کشد

5

تا نمی باقی بود در جویبار آبله

پای ما کی دست از خار مغیلان می‌کشد؟

6

یاد مژگان تو هر شب در حریم سینه‌ام

شانه از نشتر به زلف رشته جان می‌کشد

7

در حریم خلد اگر با حور هم‌زانو شود

خاطر صائب به خوبان صفاهان می‌کشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور