غزل شمارهٔ 4500
Toggle stanza 1مستی ما از می شبانه نباشد
11
مستی ما از می شبانه نباشد
مطرب ما از برون خانه نباشد
22
سلسله جنبان چه می کند سر پرشور
گردش گردون به تازیانه نه نباشد
33
گربودت دل به جای خویش چومرکز
دایره عیش را کرانه نباشد
44
لفظ بود جلوه گاه معنی روشن
لیلی ما بی سیاه خانه نباشد
55
بر دل درویش میهمان نشودبار
پای تکلف چو در میانه نباشد
66
در گذر از جمع زر که اهل کرم را
غیر کف سایلان خزانه نباشد
77
با دل پر خون زبان شکوه نداریم
آتش یاقوت را زبانه نباشد
88
پیش زبان دان درد عشق چو صائب
نیست نوایی که عاشقانه نباشد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

