Toggle stanza 1
چون گل رعنا در ایام بهاران سعی کن
1

چون گل رعنا در ایام بهاران سعی کن

کز دل پرخون و از رنگ خزانی برخوری

2

لذت باقی به دست آور درین پایان عمر

تا به کی صائب ز لذت های فانی برخوری؟

3

خق کن باخلق تا از زندگانی برخوری

بر دل پیران مخور تا از جوانی برخوری

4

با حضور دل ز لذت های دنیا صلح کن

تا هم اینجا از بهشت جاودانی برخوری

5

طاعت خود را ز چشم مردمان پوشیده دار

چشم اگر داری که از لطف نهانی برخوری

6

جهد کن پیش از طلوع صبح چشمی باز کن

تا ز فیض سر به مهر آسمانی برخوری

7

خون دل خور، مهر زن یک چند بر لب غنچه وار

تا درین باغ از نسیم شادمانی برخوری

8

کوزه سربسته خشک از بحر می آید برون

نیست ممکن با بدن زان یار جانی برخوری

9

همچو عیسی روح خود را صاف کن از درد تن

تا ز سر جوش شراب آسمانی برخوری

10

تلخ گویان را هدایت می کند بادام قند

کز وصال شکر از شیرین زبانی برخوری

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور