غزل شمارهٔ 1308

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اهنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دلبر از دل نیست غافل، دل اگر آگاه نیست
1

دلبر از دل نیست غافل، دل اگر آگاه نیست

شاه با تخت است دایم، تخت اگر با شاه نیست

2

کوه نتوانست پیچیدن عنان سیل را

سالکان را کعبه و بتخانه سنگ راه نیست

3

در دبستان، لوح هیهات است ماند رو سفید

در جهان آفرینش سینه ای بی آه نیست

4

خانه من چون صدف از گوهر خود روشن است

گل به چشم روزنم از آفتاب و ماه نیست

5

حلقه بیجا می زند بر در نوای بلبلان

بوی گل را در حریم بی دماغان راه نیست

6

سد راه ما نگردد مهر دنیای خسیس

مانع پرواز ما چون چشم، برگ کاه نیست

7

چون شبان بیدار باشد، گله گو در خواب باش

آدمی را دیده بانی چون دل آگاه نیست

8

کار مردان نیست با نامرد گردیدن طرف

ورنه دستم از گریبان فلک کوتاه نیست

9

در بساط خامشان باشد مگر مغز سخن

ورنه حرفی غیر حرف پوچ در افواه نیست

10

هیچ خاری در بساط هستی از اخلاق بد

دامن جان را شلاین تر ز حب جاه نیست

11

صائب از گرد علایق صفحه دل را بشوی

زان که هر ناشسته رو را ره درین درگاه نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور