غزل شمارهٔ 3970
شاعر: صائب
Toggle stanza 1ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
11
ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
کدام ذره شنیدی که آفتاب شود
22
فسردگی است عنان تاب سالک از مقصود
گره به سینه نگردد دلی که آب شود
33
مریز خون غزالی که مشک خواهد شد
مچین به غنچگی آن گل کزاوگلاب شود
44
به داد من برس ای عشق بیش ازین مپسند
که زندگانی من صرف خورد وخواب شود
55
جهان پوچ بهشتی است ژاژخایان را
ز شوره زار کجا موجه سراب شود
66
به ظالمان چه کند تا سرشک مظلومان
که داغ شعله نمکسود از کباب شود
77
کلاه گوشه به دریای پرگهر شکند
سرس که پرز هوای تو چون حباب شود
88
ز عمر قسمت دلمردگان سیه کاری است
زفیض صبح گرانی نصیب خواب شود
99
فریب عشرت روپوش روزگار مخور
که نوشخند رگ تلخی گلاب شود
1010
اگر بقا طلبی با شکستگی خوش باش
که مه تمام چو شد پای در رکاب شود
1111
عمارتی که بلند از هوا کنی صائب
به نیم چشم زدن پست چون حباب شود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

