غزل شمارهٔ 604

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: شرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ز گریه سرکشی افزود آن پریوش را
1
ز گریه سرکشی افزود آن پریوش را
که شعله ور کند اشک کباب، آتش را
2
ز چهره عرق آلود یار در عجبم
که کرده است چسان جمع، آب و آتش را؟
3
عنان نخل خزان دیده در کف بادست
چگونه جمع کنم این دل مشوش را؟
4
مهل به پرورش تن روان شود مشغول
مکن به جام سفالین شراب بی غش را
5
به بوالهوس مکن از روی التفات نگاه
به خاک ره مفکن تیر روی ترکش را
6
ضرور تا نشود، لب به گفتگو مگشا
عنان کشیده نگه دار اسب سرکش را
7
مرا نهال امید آن زمان شود سرسبز
که نخل موم کند ریشه در دل آتش را
8
به سیم و زر نشود حرص و آز کم صائب
که نیست از خس و خاشاک سیری آتش را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور