Toggle stanza 1
برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم
1

برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم

از خود به تازیانه آهی برون رویم

2

بیرون کنیم رخت گل آلود جسم را

سر پا برهنه بر فلک آبگون رویم

3

از فیل بند چرخ برآییم، تا به کی

کج کج بر این بساط چو اسب حرون رویم؟

4

بر صفحه جهان رقم نیستی کشیم

زان پیش کز قلمرو هستی برون رویم

5

از آفتاب کی سر ما گرم می شود؟

از دست، کی به این قدح واژگون رویم؟

6

با عشق جان شکار دلیری ز عقل نیست

در کام شیر، چند پی آزمون رویم؟

7

در آتش است شبنم گل از حضور ما

از بس که آرمیده در ین بحر خون رویم

8

در اشک گرم غوطه زند چشم آهوان

روزی که ما ز دامن دشت جنون رویم

9

صائب ز تنگ خلقی ابنای روزگار

وقت است کز قلمرو هستی برون رویم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور