Toggle stanza 1
این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است
1

این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است

که به ما نامه سربسته ز یار آورده است

2

بلبلان را به سر مشق جنون می آرد

خط سبزی که بناگوش بهار آورده است

3

می کند دیده نظارگیان را روشن

نسخه هایی که بهار از رخ یار آورده است

4

می توان یافت ز بوی خوش باد سحری

که شبیخون به سر زلف نگار آورده است

5

تا که دارد سر گلگشت گلستان، که بهار

از گل سرخ، طبقهای نثار آورده است

6

کوه را سر به بیابان دهد از تاب کمر

خوشخرامی که مرا بر سر کار آورده است

7

نیست ممکن که به پیراهن یوسف نرسد

دیده هر که چو یعقوب غبار آورده است

8

نه همین دار ز منصور برومند شده است

عشق بسیار ازین نخل به بار آورده است

9

گوشه ای هر که ازین عالم پرشور گرفت

کشتی خویش ز دریا به کنار آورده است

10

دم نشمرده محال است برآرد صائب

هر که در خاطر خود روز شمار آورده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور