Toggle stanza 1
مرا که بستگی قفل از کلید بود
1

مرا که بستگی قفل از کلید بود

دگر چه دل نگرانی به ماه عید بود

2

نه دل نه بوسه نه دشنام می دهد لب او

بلاست دشمن جانی که ناپدید بود

3

جهان ز صبح شکر خنده توروشن شد

که دیده است شکر اینقدر سفید بود

4

اگر سپهر به بی حاصلان ندارد لطف

نبات بهر چه پهلو نشین بید بود

5

اگر دو عید بود خلق را به سال دراز

مرا ز نام تو هر ساعتی سه عید بود

6

نیفتد از نظر پاکدامنان هرگز

به رنگ آینه هرکس که پاک دیده بود

7

به یک تبسم دزدیده صید صائب کن

ز خوان لطف تو تا چند ناامید بود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور