Toggle stanza 1
شوق اگر قافله سالار شود قافله را
1
شوق اگر قافله سالار شود قافله را
راه خوابیده پر و بال شود راحله را
2
دعوی پوچ دلیل است به نقصان کمال
رهزنی نیست به غیر از جرس این قافله را
3
خار اگر رحم به این بسته زبانان نکند
کیست دیگر که گشاید گره آبله را؟
4
گشت آرامش دل باعث آسایش زلف
که سکون سرمه آواز بود سلسله را
5
نفس سوخته گرمروان طلب است
هر سیاهی که نمایان بود این مرحله را
6
سر بی مغز به اقبال هما می نازد
سایه تاک کند مست تنک حوصله را
7
چون جمادی طرف روح تواند گشتن؟
نبود رتبه تحسین به موقع صله را
8
پیشوایان جهان امن از ابلیس نیند
صائب از گرگ خطر بیش بود سر گله را

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور