Toggle stanza 1
نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است
1

نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است

که زیر پای تو چون عاشقان چرا خفته است

2

مگر حجاب تو در باغ رنگ عصمت ریخت؟

که طفل شبنم از آغوش گل جدا خفته است

3

شریک دولت اگر چشم این کس است بلاست

گلی ز عیش بچینم تا صبا خفته است

4

کفن لباس ملامت شود شهیدی را

که زیر خاک به امید خونبها خفته است

5

بیا به ملک قناعت که عیش روی زمین

تمام در شکن نقش بوریا خفته است

6

ز شوق کوی تو خونش به جوش می آید

اگر شهید تو در خاک کربلا خفته است

7

کجا بریم ازین ورطه جان برون صائب؟

که راهزن شده بیدار و پای ما خفته است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور