غزل شمارهٔ 1079
Toggle stanza 1نوبهار آیینه طبع سخنساز من است
11
نوبهار آیینه طبع سخنساز من است
برگ گل چون عندلیبان پرده ساز من است
22
ناله مستانه من بیخودی می آورد
هر که از خود می دود بیرون به آواز من است
33
چون صدف، آبی که دارد گوهر من در گره
همچو سیل نوبهاران خانه پرداز من است
44
خار صحرای علایق نیست دامنگیر من
گردبادم، ریشه من بال پرواز من است
55
چون صدف نتوان به تیغ از هم جدا کردن لبم
خون خود را می خورد آن کس که غماز من است
66
از نظر بازی شود روشن دل تاریک من
روزن غمخانه من دیده باز من است
77
از نگاهی می توان صائب مرا تسخیر کرد
هر که را مژگان گیرایی است شهباز من است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

