Toggle stanza 1
نوبهار آیینه طبع سخنساز من است
1

نوبهار آیینه طبع سخنساز من است

برگ گل چون عندلیبان پرده ساز من است

2

ناله مستانه من بیخودی می آورد

هر که از خود می دود بیرون به آواز من است

3

چون صدف، آبی که دارد گوهر من در گره

همچو سیل نوبهاران خانه پرداز من است

4

خار صحرای علایق نیست دامنگیر من

گردبادم، ریشه من بال پرواز من است

5

چون صدف نتوان به تیغ از هم جدا کردن لبم

خون خود را می خورد آن کس که غماز من است

6

از نظر بازی شود روشن دل تاریک من

روزن غمخانه من دیده باز من است

7

از نگاهی می توان صائب مرا تسخیر کرد

هر که را مژگان گیرایی است شهباز من است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور