غزل شمارهٔ 5298
Toggle stanza 1این منم در دست زلف یار را پیچیدهام
11
این منم در دست زلف یار را پیچیدهام
در سخن آن شکرینگفتار را پیچیدهام
22
تن به خوی آتشین لالهرویان دادهام
در حریر شعله این طومار را پیچیدهام
33
سر اگر خواهند از من بیتامل میدهم
بهر وا کردن من این دستار را پیچیدهام
44
عاجزم در باز کردنهای آن بند قبا
من که قفل سد در گلزار را پیچیدهام
55
چون نفس صائب نیاید سرمهآلود از جگر
کمعنان آه آتشبار را پیچیدهام
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

