غزل شمارهٔ 5265
Toggle stanza 1روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل
11
روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل
بلبل چگونه اب نشد از حجاب گل
22
حاجت به سر گشودن مینای غنچه نیست
ما را بس است دیدن رنگ شراب گل
33
بلبل ز زخم خار به فریاد آمده است
آه آن زمان که تیغ کشد آفتاب گل
44
در خار غوطه می زنم و خنده می کنم
بلبل نیم که ناله کنم در رکاب گل
55
از باغ چون نسیم تهیدست می روم
با آن که چشم باختم از انتخاب گل
66
بلبل به خواب مستی و طفل نسیم شوخ
از یکدگر چگونه نریزد کتاب گل
77
عاشق زبوی سوختگی تازه می شود
اینجا گل چراغ بود در حساب گل
88
تا آمده است بلبل ما در حریم باغ
خمیازه می کشد به دریدن نقاب گل
99
صائب جواب آن غزل این که گفته اند
بلبل ز جام لاله ننوشد شراب گل
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

