Toggle stanza 1
کجا به حال مرا چاره ساز می آرد؟
1

کجا به حال مرا چاره ساز می آرد؟

ز خویش هرکه مرا برده، باز می آرد

2

اگر نه عشق حقیقی درین جهان باشد

که روی من به جهان مجاز می آرد؟

3

به مهره دل مومین من چه خواهد کرد

رخی که آینه را در گداز می آرد

4

به حمله کوه گران را سبک رکاب کند

غمی که بر سر من ترکتاز می آرد

5

اگر نه پرده چشم جهان شود حیرت

که تاب جلوه آن سرو ناز می آرد؟

6

چنان که ناز ترا دور می کند از من

مرا به سوی تو عجز و نیاز می آرد

7

مده ز دست حیا را که صید عالم را

به چشم دوخته این شاهباز می آرد

8

حضور قلب بود شرط در ادای نماز

حضور خلق ترا در نماز می آرد

9

کند ز کعبه دلالت به دیر حاجی را

مرا ز فکر تو هرکس که باز می آرد

10

ازان به چشم ره گریه بسته ام صائب

که جای اشک گهرهای راز می آرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور