غزل شمارهٔ 4819
Toggle stanza 1پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
11
پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
خوشحالیی از غیب به من می رسد امروز
22
این شادی ازاندازه پیغام فزون است
بوسی ز لب یار به من می رسد امروز
33
مغز دو جهان راکند از عطسه پریشان
این نافه که ازناف ختن می سد امروز
44
ز آغوش وداعی که گل و لاله گشوده است
پیداست که گلچین به چمن می رسد امروز
55
حمام زنانه است جهان از سخن پوچ
گوش که به فریاد سخن می رسد امروز؟
66
جز زلف دراز تو که ترخان خدایی است
دست که به آن سیب ذقن می رسد امروز؟
77
دخلی است که بسیار ز خرج است گرانتر
چیزی که به ارباب سخن می رسد امروز
88
صائب نرود جز سخن حق به زبانم
پیمانه منصور به من می رسد امروز
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

