غزل شمارهٔ 460
Toggle stanza 1اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
11
اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
چو درد می نخواهم داشت دست از دامن مینا
22
خرابم می کند بی لعل او در بزم میخواران
تکلف کردن ساقی، تواضع کردن مینا
33
دو صبح صادقند از یک گریبان سربرآورده
ید بیضای ساقی با بیاض گردن مینا
44
دلم گلگل شکفت از التفات لعل سیرابش
شراب کهنه جان تازه آرد در تن مینا
55
دو چیز افتاده خوش از بزم میخواران مرا صائب
ز پا افتادن ساقی، به سر غلطیدن مینا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ازین محفل چه امکان است بیرون رفتن مینا
که پالغز دو عالم دارد امشب دامن مینا
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 268
بیا خورشید معنی را ببین ازروزن مینا
که یاد صبح صادق میدهد خندیدن مینا
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 269
ز بخت نارسا نگرفت دستمگردن مینا
مگر مژگان دماند اشک وگیرد دامن مینا
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 270

