غزل شمارهٔ 3362
Toggle stanza 1سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد
11
سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد
سفر آینه را رو به قفا خواهی کرد
22
گر بدانی که چه مشتاق به آغوش توام
نامه شوق مرا بند قبا خواهی کرد
33
تو که در خانه آیینه نداری آرام
در دل و دیده من خانه کجا خواهی کرد؟
44
وقت نازکتر ازان موی میان گردیده است
رحم اگر بر دل صد پاره ما خواهی کرد
55
با رخ ساده کنی خون دل پرکاران را
در زمان خط شبرنگ چها خواهی کرد
66
پای سیمین مکن آلوده به هر نقش و نگار
گر گذر بر سر خاک شهدا خواهی کرد
77
دل بی قید تو زندان فراموشان است
صائب دلشده را یاد کجا خواهی کرد؟
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

