غزل شمارهٔ 2899
Toggle stanza 1قبول خاطر از نظاره منظور می بارد
11
قبول خاطر از نظاره منظور می بارد
به دل نزدیکی از روی نگاه دور می بارد
22
اثر بگذار تا شمعی بدارد بر سر خاکت
که از آیینه بر خاک سکندر نور می بارد
33
اگر خرمن ندارد مزرع ما خوشه چین دارد
اگر باران به کشت ما نبارد مور می بارد
44
که امشب می شود ساقی، که در بزم شراب ما
به جای پسته و بادام، چشم شور می بارد
55
به آب تیغ خون عاشقان از جوش ننشیند
همان گلبانگ وحدت از لب منصور می بارد
66
مگر برداشت از رخ پرده زلف آن بهشتی رو؟
که باران خجالت از جبین حور می بارد
77
زبرق انتقام ایمن مشو گر اهل آزاری
که آتش عاقبت در خانه زنبور می بارد
88
ثمر در پای خود افشاندن از هر نخل می آید
خوشانخلی که فیض خود به جای دور می بارد
99
اگر ملک دو عالم را کند یک کاسه اقبالش
همان از حرص چین از جبهه فغفور می بارد
1010
مرو صائب به نور اختر طالع زره بیرون
که ره گم کردن از رفتار این شبکور می بارد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

