غزل شمارهٔ 811
شاعر: صائب
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: انیمجهانرا
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1ما نبض شناس رگ جانیم جهان را
11
ما نبض شناس رگ جانیم جهان را
آیینه اسرار نهانیم جهان را
22
پوشیده و پیداست ز ما راز دو عالم
هم آینه، هم آینه دانیم جهان را
33
هنگام خموشی گره گوهر اسرار
در وقت سخن تیغ زبانیم جهان را
44
از سینه پر داغ، بهار جگر خاک
از چهره بی رنگ خزانیم جهان را
55
تازه است جگرها ز شراب کهن ما
پیریم، ولی بخت جوانیم جهان را
66
در صحبت ما قطره شود گوهر شهوار
از دل صدف پاک دهانیم جهان را
77
دارند به دیوانه ما چشم، غزالان
سر حلقه صاحب نظرانیم جهان را
88
از راستی طبع، عصای فلک پیر
از قامت خم گشته کمانیم جهان را
99
بیهوشی ما برگ نشاط دگران است
از خواب گران، رطل گرانیم جهان را
1010
گوشی نخراشد ز صدای جرس ما
ما قافله ریگ روانیم جهان را
1111
در آینه ماست عیان راز دو عالم
هر چند ز حیرت زدگانیم جهان را
1212
در ظاهر اگر دیده ما پرده خواب است
ما از دل بیدار، شبانیم جهان را
1313
صائب خبری نیست که در محفل ما نیست
هر چند که از بیخبرانیم جهان را

