غزل شمارهٔ 2365
شاعر: صائب
Toggle stanza 1سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد
11
سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد
دیده آیینه را جوهر پر از خاشاک کرد
22
سرنوشت جوهر از آیینه خواندن مشکل است
آن خط نازک رقم را چون توان ادراک کرد؟
33
سر برآورد از زمین در عهد ما بی حاصلان
تخم قارونی که موسی پیش ازین در خاک کرد
44
ابر رحمت در دهانش گوهر شهوار ریخت
چون صدف هر کس درین دریا دهن را پاک کرد
55
چون نریزد از زبان ما صفیر دلخراش؟
چون قلم درد سخن ما را گریبان چاک کرد
66
مزرع بی حاصل من داغ دارد برق را
کهربایی می تواند خرمنم را پاک کرد
77
چون نترسد دیده من از غبار خط او؟
زلف صیادش در اینجا دام را در خاک کرد
88
گرچه صائب می چکد آب گهر از کلک من
دام بتوان در غبار خاطرم در خاک کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

