Toggle stanza 1
نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق
1

نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق

خوابیده تر ز زلف بود راه دور عشق

2

دست ستیزه در کمر بیستون کند

درهر سری که هست می تازه زور عشق

3

از ظلمت وجود که می برد ره برون ؟

گر شمع پیش پای نمی داشت نور عشق

4

سیری ز شغل عشق ندارند عاشقان

چون آب شور تشنگی افزاست شور عشق

5

گر جای خار نشتر الماس سر زند

صائب قد نمی کشد ازراه دورعشق

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور