Toggle stanza 1
دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید
1

دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید

به دل جمع، دگر داد شکر خواب دهید

2

دل بی عشق چه در سینه نگه داشته اید؟

بر سرش جان بگذارید و به قصاب دهید

3

آبرو در چمن خشک مزاجان جهان

آنقدر نیست که خار مژه ای آب دهید

4

صحبت صافدلان برق صفت در گذرست

هرچه دارید به می در شب مهتاب دهید

5

روی دل بر طرف خانه حق می باید

چه زیان دارد اگر پشت به محراب دهید؟

6

هیچ کار از مدد بخت نگون پیش نرفت

سر این رشته به شاگرد رسن تاب دهید

7

بلبلان گر سر همچشمی صائب دارید

اول از نغمه تر تیغ زبان آب دهید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور