Toggle stanza 1
کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟
1

کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟

که می آیینه بر پیشانی پیمانه می بندد

2

که امشب می شود از شرمگینان میهمان من؟

که دود آه، چشم روزن کاشانه می بندد

3

خرابات مغان خوش خاک عاشق پروری دارد

که شمع آنجا کمر در خدمت پروانه می بندد

4

زصندل جبهه ما در بغل پروانگی دارد

بر همن کی به روی ما در بتخانه می بندد؟

5

زسنگ کودکان دل بر گرفتن سختیی دارد

وگرنه راه صحرا را که بر دیوانه می بندد؟

6

زمژگان سیل می بارد دل الفت سرشت من

اگر گرد خرابی رختم از ویرانه می بندد

7

نه برقی در کمین، نه تندبادی در نظر دارد

به امید چه یارب خوشه ما دانه می بندد؟

8

چنان بیگانه است از آشنایی مشرب صائب

که در بر آشنا چون مردم بیگانه می بندد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور