Toggle stanza 1
منزه ز لاف است حیران معنی
1

منزه ز لاف است حیران معنی

به مقدار دعوی است نقصان معنی

2

سخن کف بود بحر پرشور جان را

خموشی است مهر نمکدان معنی

3

سراپایت از فکر تا درنگیرد

نگردی چراغ شبستان معنی

4

چه پر وا کند در دل بیضه عنقا؟

چه سازد فلک ها به جولان معنی؟

5

ره دور معنی نهایت ندارد

رباطی است لفظ از بیابان معنی

6

کند کشتی لفظ را بادبانی

قلم در کفم وقت جولان معنی

7

فسانی است هر تیغ روشن گهر را

بود پاکی لفظ افسان معنی

8

به گوش آید از عرش آواز، صائب

زند تیشه چون بر رگ کان معنی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور