غزل شمارهٔ 4673
شاعر: صائب
Toggle stanza 1این نه هاله است نمایان شده از دور قمر
این نه هاله است نمایان شده از دور قمر
پیش رخسار منیر تو مه افکنده سپر
دل به مضمون خط پشت لب او نرسید
آه کاین حاشیه از متن بود مشکلتر
بهر صید دل عشاق، که چشمش مرساد
گشت هر حلقه ای از خط تو گلدام دگر
بود چون زلف پریشان دل صدپاره من
گشت شیرازه اوراق دل آن موی کمر
نه چنان ریشه دوانده است مرا دردل وچشم
که رود سرو خرامان تو از مد نظر
در وطن دل چه خیال است گشاید صائب؟
در صدف چشم محال است کند باز گهر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
طبله کالبد آوردهام آخر بنگر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1088
دوش سرمست نگارین من آن طرفه پسر
با یکی پیرهن زورقئی طرفه به سر
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 66 - در مدح خواجه محمدبن خواجه عمر
بیخ اقبال که چون شاخ زد از باغ هنر
گرچه پژمرده شود باز قبول آرد بر
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 68 - در اندرز طاهربن علی ثقة الملک
صبح عیدست که بر میکده بگشاید در
سجده شکر کند نزد صبوحش ساغر
نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 20 - ایضا در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان در عید فطر گفته شده
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

