غزل شمارهٔ 5619
شاعر: صائب
Toggle stanza 1مدتی صبر چو زنجیر به زندان کردم
11
مدتی صبر چو زنجیر به زندان کردم
تا نظر باز به روی مه کنعان کردم
22
تا ز یاقوت لب او نظری دادم آب
ریگ این بادیه را لعل بدخشان کردم
33
تا مرا کعبه مقصود به بالین آید
سالها بستر خود خار مغیلان کردم
44
سوخت چون لاله نفس در جگر خونینم
قطع این وادی خونخوار نه آسان کردم
55
روز عمرم به شب تیره مبدل گردید
تا شبی روز در آن زلف پریشان کردم
66
تا سر زلف تو چون شانه به دستم آمد
دست در گردن صد زخم نمایان کردم
77
شورش عشق مرا گرد جهان گردانید
سیر این بحر به بال و پر طوفان کردم
88
ابرا ین بادیه در شوره زمین می گردد
حیف و صد حیف ز تخمی که پریشان کردم
99
چه ضرورست به دامان بهار آویزم؟
من که سیر چمن از چاک گریبان کردم
1010
لله الحمد که بعد از سفر حج صائب
عهد خود تازه به سلطان خراسان کردم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

