Toggle stanza 1
ما زمزمه عشق به بازار فکندیم
1

ما زمزمه عشق به بازار فکندیم

ما شور درین قلزم زخار فکندیم

2

طاس فلک از زمزمه عشق تهی بود

ما غلغله در گنبد دوار فکندیم

3

چون شانه رسیدیم به صدزخم نمایان

تا دست در آن طره طرار فکندیم

4

بس چشمه خون کز لب افسوس گشاید

این پرده که از چهره اسرار فکندیم

5

رنگینی ما مهر لب جوهریان شد

آتش به دم سرد خریدار فکندیم

6

آیینه بینایی ما عیب نما بود

بر چهره خود پرده زنگار فکندیم

7

بستیم لب از حرف حق از بیم حسودان

خود را عبث از طاق دل دار فکندیم

8

آیینه ما سیر نگردید ز دیدار

چندان که نظر بر رخ دلدار فکندیم

9

بار دل ما بود همان دوری منزل

در منزل مقصود اگر بار فکندیم

10

در بزم بزرگان نتوان کرد گرانی

در پای خم می سر و دستار فکندیم

11

صائب چه قدر سرمه توفیق کشیدیم

کز پیش نظر پرده پندار فکندیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور