غزل شمارهٔ 3119

Toggle stanza 1
زدوری بیش وصل دلبران جانکاه می باشد
1

زدوری بیش وصل دلبران جانکاه می باشد

خطر در منزل اینجا بیشتر از راه می باشد

2

سفیدیهای مو بی پرده سازد رو سیاهی را

کلف وقت تمامیها عیان از ماه می باشد

3

از ان از کنج عزلت بر نیارم سر که یوسف را

خطر از قیمت نازل فزون از چاه می باشد

4

نباشد چشم زیر پای خود، سر در هوایان را

زعیب خویشتن کی عیبجو آگاه می باشد

5

به بی مغزان توجه اختر دولت فزون دارد

زخرمن کهربا مایل به جذب کاه می باشد

6

به تنهایی توان افتاد پیش از کاروان صائب

که بر راه آورد زور آن که بی همراه می باشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور