غزل شمارهٔ 2368
شاعر: صائب
Toggle stanza 1سیل اشک من بساط سبزه را پامال کرد
11
سیل اشک من بساط سبزه را پامال کرد
گوشمال ناله من بلبلان را لال کرد
22
التفاتی هست با نازک خیالان حسن را
ساغر خود را هلال از مهر مالامال کرد
33
عندلیب ما زقید بیضه تا آزاد شد
در دبستان قفس مشق شکست بال کرد
44
در حریم کعبه فانوس، دیگر ره نیافت
تا صبا خاکستر پروانه را پامال کرد
55
شکوه بیطاقتان یاقوت را سازد کباب
لعلش از آتش زبانیهای ما تبخال کرد
66
خنده ات مهر خموشی بر لب پیمانه زد
چشم شوخت شیشه آتش زبان را لال کرد
77
صائب از چشم و دلم افتاد ماه و آفتاب
تا به صید من نگاه گرم او اقبال کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

