غزل شمارهٔ 5882

Toggle stanza 1
ما زهر را به جبهه بگشاده چون کشیم؟
1

ما زهر را به جبهه بگشاده چون کشیم؟

خمیازه را به چاشنی باده چون کشیم؟

2

از کوه قاف بال پریزاد عاجزست

بار جهان به خاطر آزاده چون کشیم؟

3

در فکر آسمان و زمینیم روز و شب

با این غبار ودود، نفس ساده چون کشیم؟

4

ما خون ز دست یار به صد ناز خورده ایم

از دست دیگران قدح باده چون کشیم؟

5

دریا و موج تشنه آمیزش همند

از عشق دامن دل آزاده چون کشیم؟

6

طوفان به بادبان ننهفته است هیچ کس

بر روی شید، پرده سجاده چون کشیم؟

7

ما ره به خط بی قلم یار برده ایم

منت ز حرفهای قلم زاده چون کشیم؟

8

فرمان قتل نیست چو پروانه مراد

ما ناز نوخطان ز رخ ساده چون کشیم؟

9

صائب بهشت جای خس و خار خشک نیست

زهاد را به انجمن باده چون کشیم؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور