Toggle stanza 1
دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
1

دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد

سنگ از قدم راهروان نقش نگیرد

2

فریاد که جز عکس مراد آینه ما

از ساده دلی صورت دیگر نپذیرد

3

سوزددل عشاق فزون شعله آواز

در سوخته آتش نتواند که نگیرد

4

از آب شود آتش یاقوت فروزان

از مهر دل هر که شود زنده نمیرد

5

رنگین مکن از باده لعلی رخ محجوب

کاین آینه از آب گهر زنگ پذیرد

6

برسنگ زند گوهر بی قیمت خود را

هرکس که ازین سنگدلان گوشه نگیرد

7

حیران جمال تو چو آیینه تصویر

گر آب شود صورت دیگر نپذیرد

8

در دعوی تجرید مریدی که تمام است

همت گه درمانگی از پیر نگیرد

9

هر جا که شود خامه صائب گهرافشان

دریا ز صدف گوش محال است نگیرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور