غزل شمارهٔ 2019
Toggle stanza 1ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
11
ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
آیینه دار راز نهان است روی دوست
22
از بوی پیرهن گذرد آستین فشان
در مغز هر که ریشه دوانید بوی دوست
33
محو کدام آیینه سیما شود کسی؟
آیینه خانه ای است دو عالم ز روی دوست
44
رهبر چه حاجت است، که هر خار دشت عشق
برداشته است دست اشارت به سوی دوست
55
در پرده سوخت شهپر مرغ نگاه را
آه آن زمان که پرده برافتد ز روی دوست
66
درد طلب کجاست، که هر ذره خاک من
چون مور پر برآورد از جستجوی دوست
77
هر چند دوست را سر ما نیست از غرور
ما هم ز انفعال نداریم روی دوست
88
اوراق دل ز منت شیرازه فارغ است
تا کوچه گرد زلف حواس است بوی دوست
99
از سیل فتنه زیر و زبر گر شود جهان
صائب برون نمی رود از خاک کوی دوست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

