غزل شمارهٔ 4529
شاعر: صائب
Toggle stanza 1از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
11
از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد
22
در خانه زین هر کس شمشاد ترا بیند
داند که رعونت را معراج همین باشد
33
آن خال معنبر نیست محتاج به کنج لب
دزدی که جگردارست فارغ ز کمین باشد
44
از در ثمین گردید پهلوی صدف لاغر
با هر که شود جانان همخانه چنین باشد
55
سر رشته یکتایی در ترک خودی بسته است
شیرازه این اوراق از چین جبین باشد
66
عیسی ز سبکروحی بر چرخ کند جولان
قارون ز گرانجانی در زیر زمین باشد
77
هر جا دل هر کس هست آنجاست مقام او
در روی زمین عارف برعرش برین باشد
88
هرگز نشود سر سبز در کان نمک ریحان
مشکل که بر آرد خط لب چون نمکین باشد
99
از ناله مجنون شد پرشور بیابانها
گفتار جگر ریشان صائب نمکین باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

