Toggle stanza 1
کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
1

کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود

از یاد طفل کی شب آدینه می رود

2

دارد هنوز شرم حضور مرا نگاه

پنهان ز من به خانه آیینه می رود

3

هر چند بر رخش در دل باز می کنند

زاهد همان به مسجد آدینه می رود

4

عمری است تا چو نافه بریدم ازان غزال

خونم همان ز خرقه پشمینه می رود

5

مشتاق سینه های صبورست راز عشق

گوهر نفس گسسته به گنجینه می رود

6

نشنیده ای که می شکند سنگ سنگ را

از باده کهن غم دیرینه می رود

7

آهم به سینه سنگ زنان می دود برون

هر جا که حرف سینه بی کینه می رود

8

صائب شود به شبنم اگر داغ لاله محو

از باده نیز زنگ غم از سینه می رود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور