غزل شمارهٔ 6345
Toggle stanza 1صبا برون نرود از غبار خاطر من
11
صبا برون نرود از غبار خاطر من
فزون ز برگ درخت است بار خاطر من
22
در آسمان بنشیند به خاک، تیر شهاب
چنین بلند شود گر غبار خاطر من
33
ز تازه رویی من باغ اگر چه سیراب است
ز بار سرو فزون است بار خاطر من
44
عرق به چهره صافت، که چشم بد مرساد!
نمونه ای است ز صبر و قرار خاطر من
55
سحاب گرد یتیمی ز روی گوهر شست
همان غبار بود پرده دار خاطر من
66
عیار خاطر صافم اگر نمی دانی
بگیر از آینه خود عیار خاطر من
77
به تنگدستی و بی حاصلی خوشم صائب
چو سرو بی ثمری نیست بار خاطر من
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

