غزل شمارهٔ 292

Toggle stanza 1
خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما
1
خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما
مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما
2
صحبت ما میهمان را سیر می سازد ز جان
جز لب افسوس نبود لقمه ای بر خوان ما
3
خون ما روی زمین را شستشویی می دهد
در تنور خاک چون پنهان شود طوفان ما؟
4
خون غیرت در دل رحمت نمی آید به جوش
تا نگردد لاله زار از داغ می دامان ما
5
در سواد دیده ما عیب می گردد هنر
سنگ گوهر می شود در پله میزان ما
6
بازی عشرت مخور از خنده ما همچو برق
گریه ها در پرده دارد چهره خندان ما
7
ما چرا سر در سر اندیشه سامان کنیم؟
آن که سر داده است، آخر می دهد سامان ما
8
این جواب آن غزل صائب که ملا گفته است
از پی آن آفتاب است اشک چون باران ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما

می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 22

غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما

دامن خویش است چون صحرا گل دامان ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 238

گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما

تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 239

از پی شمس حق و دین دیده گریان ما

از پی آن آفتابست اشک چون باران ما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 148

درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 150

تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما

از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 289

فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما

نقش پای ناقه لیلی است گلریزان ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290

سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما

چون خزان در برگریزان است گلریزان ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 291

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور