غزل شمارهٔ 4325
Toggle stanza 1از زیر خاک ناله ما میتوان شنید
11
از زیر خاک ناله ما میتوان شنید
بیرون باغ نیز نوا میتوان شنید
22
برگ خزان رسیده بود ترجمان باغ
از رنگ چهره حال مرا میتوان شنید
33
باور که میکند که ازان چشم سرمه دار
آواز دور باش حیا میتوان شنید
44
سینگین دلی وگرنه ز طرف کلاه خویش
آواز دل شکستن ما میتوان شنید
55
هرچند بر دل تو گران است بوی گل
حرفی ز ما برای خدا میتوان شنید
66
پیوسته است سلسله عاشقان به هم
از بلبلان ترانه ما میتوان شنید
77
در جلوه گاه حسن تو از موجه سراب
جوش نشاط آب بقا میتوان شنید
88
آرام نیست قافله ممکنات را
از ذره ذره بانگ درا میتوان شنید
99
پرشور شد ز ناله یک دست من جهان
هرچند کز دو دست صدا میتوان شنید
1010
حال درون سوخته جانان شوق را
یک بار ای بهشت خدا میتوان شنید
1111
بوی بهشت را که زمین گیر محشرست
امروز در مقام رضا میتوان شنید
1212
از دست بازی مژههای دراز او
صائب صفیر تیر قضا میتوان شنید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

