غزل شمارهٔ 659

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: الهما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
حدیث خام مجویید در رساله ما
1
حدیث خام مجویید در رساله ما
به مهر داغ رسیده است برگ لاله ما
2
چو جام لاله، می ما چکیده داغ است
کراست زهره که بر لب نهد پیاله ما؟
3
چو جامه حرم کعبه می نهد بر چشم
به دست هر که فتد فردی از رساله ما
4
به داغ سینه مجروح ما مبین زنهار
که خنده در دهن کبک سوخت لاله ما
5
چو لاله با جگر گرم عشق می بازیم
ز داغ خویش بود عنبرین کلاله ما
6
ز رزق ما فلک سفله باز می گیرد
درین بساط اگر رم خورد غزاله ما
7
مکن ز خلوت آغوش ما تهی پهلو
که مه تمام شود در حصار هاله ما
8
عبث به سینه ما داغ می نهد گردون
که چون سپند جهد مهر از قباله ما
9
به داغ عشق ملایم نمی شود صائب
دلی که نرم نگردد ز آه و ناله ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور