Toggle stanza 1
چین ز جبین در مقام جنگ گشایم
1

چین ز جبین در مقام جنگ گشایم

همچو فلاخن بغل به سنگ گشایم

2

دوست کنم خصم را به چرب زبانی

جوی شکر از رگ شرنگ گشایم

3

روی نتابم ز حرف سخت حریفان

سینه چو آیینه پیش سنگ گشایم

4

خار مغیلان کشید از آبله ام دست

این گره از ناخن پلنگ گشایم

5

ماهی ریگ روان وادی فقرم

کی دهن حرص چون نهنگ گشایم

6

من که دلم صائب از نشاط گرفته است

کی ز قدحهای لاله رنگ گشایم؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور