Toggle stanza 1
خواب وقتِ فیض در محراب می‌گیرد مرا
1
خواب وقتِ فیض در محراب می‌گیرد مرا
چون سگان در صبح دامِ خواب می‌گیرد مرا
2
در مسبب گر‌چه از اسباب رو آورده‌ام
دل همان از عالم‌ِ اسباب می‌گیرد مرا
3
با حواسِ جمع، خود را جمع‌کردن مشکل است
دل درین منزل به چندین باب می‌گیرد مرا
4
نفسِ ظلمانی به ظلمت بس‌ که عادت کرده است
دل چو دزدان از شبِ مهتاب می‌گیرد مرا
5
می‌تپم چون کبک، زیرِ بال و پر شهباز را
دولتِ بیدار اگر در خواب می‌گیرد مرا
6
لغزشی چون شبنمِ گل گر ز من صادر شود
جذبهٔ خورشیدِ عالمتاب می‌گیرد مرا
7
در بهاران تازه گردد داغِ هر تخمی که سوخت
بیشتر دل از شرابِ ناب می‌گیرد مرا
8
راهِ من دایم دو چندان می‌شود از کاهلی
در میانِ راه، صائب خواب می‌گیرد مرا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور