Toggle stanza 1
وفا طلب زجهان فنا نباید شد
1

وفا طلب زجهان فنا نباید شد

امیدوار به این بیوفا نباید شد

2

درین قلمرو آفت به جز مقام رضا

دگر به هیچ مقامی رضا نباید شد

3

خوش است عالم آزادگی وعریانی

اسیر بند گران قبا نباید شد

4

برید دانه زخرمن به آسیا افتاد

زهمراهان موافق جدا نباید شد

5

درین زمانه حیات دو روزه بسیارست

رهین منت آب بقا نباید شد

6

سعادتی که زآغوش خار می گوید

که ناامید زلطف خدا نباید شد

7

ملایمت به خسیسان ثمر نمیدارد

چوگل به روی خس وخار نباید شد

8

نکرده دانه خود پاک چون ستاره صبح

غبار خاطره این آسیانباید شد

9

صریر خامه همین پند می دهد صائب

که با سیاه دلان آشنا نباید شد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور