Toggle stanza 1
از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
1

از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید

بردند دیگران کف وعنبربه من رسید

2

مهر قبول بر ورق من زد آسمان

این داغ همچو لاله احمر به من رسید

3

هر نشأه ای که در جگر خم ذخیره داشت

یک کاسه کرد عشق چو ساغر به من رسید

4

روزی که شد محیط کرم آستین فشان

چندین هزار دامن گوهر به من رسید

5

در یوزه فروغ نکردم ز مهر وماه

این روشنی ز عالم دیگربه من رسید

6

عمری به شیشه کرد مرا خشکی خمار

تا ساغری ز باده احمربه من رسید

7

از زهر سبز شد پروبالم چو طوطیان

تا گردی از حلاوت شکر به من رسید

8

جان در تن شکار کند شست پاک من

فربه شد آن شکار که لاغر به من رسید

9

منت خدای را که سخنهای آبدار

صائب ز فیض ساقی کوثر به من رسید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور