Toggle stanza 1
رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم
1

رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم

نیست ممکن که اثر در دل در دل آن ماه کنم

2

به کشیدن دل خود چون تهی از آه کنم؟

نیست در دست من این رشته کوتاه کنم

3

می کند گریه تراوش از دل من بی خواست

نیست در دست من این رشته که کوتاه کنم

4

چه فتاده است که از خانه نهم بیرون پای؟

من که چون چشم قناعت به پرکاه کنم

5

من که هر پاره دلم پیش بتی در گروست

به چه دل بندگی حضرت الله کنم؟

6

در وطن شد به زر قلب برابر یوسف

به چه امید برون من سر ازین چاه کنم؟

7

مرکز حلقه ماتم زدگانش سازم

هر که را از غم جانکاه خود آگاه کنم

8

پرده نکهت گل، برگ نگردد صائب

چون گره در دل صد پاره خود آه کنم؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور