غزل شمارهٔ 4773

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نهنوز

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
می دهد یادی ز چشمش نرگس پر فن هنوز
1

می دهد یادی ز چشمش نرگس پر فن هنوز

زان چراغ کشته دودی هست درروزن هنوز

2

گرچه خورشید عذارش روی در زردی نهاد

از شفق خون می کند دردیده روزن هنوز

3

عهد یوسف گرچه طی گردید، می یابد مشام

از درو دیوار کنعان بوی پیراهن هنوز

4

زان شکر خندی که زد برق تجلی بردرخت

خیره می گردد نظر در وادی ایمن هنوز

5

در ته دامان خط، رخسار آتشناک او

شمع امیدجهانی می کند روشن هنوز

6

سبزه خط گرچه از رویش طراوت برده است

میتوان گل بردازان رخسار بادامن هنوز

7

شوخی مژگان تلافی می کند رخسار را

می زند ناخن به دلها خاراین گلشن هنوز

8

نرگسش از دود تلخ خط اگر پژمرده شد

چین ابرو در زبان بازی است چون سوسن هنوز

9

گرچه شد بر باد خرمن، می تواند بردفیض

سالها از خوشه چینی موراین خرمن هنوز

10

چشم گستاخ هوس از دور نتواند گذشت

حسن شرم آلوده او را ز پیرامن هنوز

11

پردگی شد شوخی حسنش، ولی مژگان شوخ

می خلد در پرده های دیده چون سوزن هنوز

12

گرچه از بادخزان زیر وزبر شد گلشنش

می پرد چشم و دل صائب در آن گلشن هنوز

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور